صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/T0M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtQTBITVRJQzFBeGclM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/T0M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtcDZnSUNFaElwMEElM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/T0M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLUJnSk9yJTJmNWM1eW8lM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.ir/http://www.ravayatgar.ir/fa/T0M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi04MDdLd0lRWEFiayUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - شعر
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>انقلاب اسلامي>مهدويت
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (1)
/1
1393/08/17
بازديد: 22229

شعر امام زمان عجل الله تعالي فرجه

شعر اما م زمان عجل الله تعالي فرجه

چه كنم چه چاره سازم كه شوم فداي مهدي

چه كنم كه من ببينم رخ دلرباي مهدي

چه خوش است آن زماني برسد كه زنده باشم

من بينواي مسكين شنوم صداي مهدي

به اميد و آرزويي شده ام به جستجويت

كه خدا كند نصيبم فرج و لقاي مهدي

بود افتخارم اين بس كه در اين زمان غيبت

من بينواي محزون شده ام گداي مهدي

غم و درد و انتظارش شده عقده ي دل من

چه كنم كه اين دل شده مبتلاي مهدي

چه كنم كه عمر طي شد به زمان غيبت او

خبري نشد ببينم رخ با صفاي مهدي

***********************


 

بي تو در دل عالم ، ما صفا نمي بينيم


بي تو در دل عالم ، ما صفا نمي بينيم

زآنكه بي تو تأثيري ، در دعا نمي بينيم

آنچه ديده مي بيند ، در خفا و پنهاني

بي تو هست بيگانه ، آشنا نمي بينيم

ما نديده مشتاق اشتياق ديداريم

تو ميان مايي و ما تو را نمي بينيم

اي زداد تو آباد كاخ عدل و داد دين

كوخي از غم هجرت ، ما چرا نمي بينيم

در مقام حق تو مولا هركسي كه عارف نيست

عارفان تو را ديدند ، ما چرا نمي بينيم

اي ولايت مطلق ، ما نداي جاء الحق

غير تو خدا را ما ، ناخدا نمي بينيم

***********************


 

كيستم من اي كه در هر روز و شب


كيستم من اي كه در هر روز و شب

مي كني از حق ظهورم را طلب

بارها ديدي مرا نشناختي

بارها در غصه ام انداختي

بارها ديدم تو را كردم سلام

تو جواب من ندادي يك كلام

بارها ديدم تو را در انجمن

مست اغيار مني غافل ز من

بارها ديدم گنهكاري تو

گريه كردم بر تبهكاري تو

حاليا از نو عمل آغاز كن

باب عشق ديگري را باز كن

ما به تو عشق و محبت داده ايم

ما به تو مهد ولايت داده ايم

ما تو را اول صدايت كرده ايم

ما براي خود جدايت كرده ايم

***********************


 

از تو تو را مي طلبم اي حبيب

 

از تو تو را مي طلبم اي حبيب

نصر من الله و فتح قريب

دست من و دامن احسان تو

درد مرا نيست به جز تو طبيب

جمله ياران همه در عيش و نوش

جز من افسرده كه هستم غريب

سوزم و سازم به غمت روز و شب

گرچه ز ديدار توام بي نصيب

برده زدل هجر تو از من قرار

رفته زكف طاقت و صبر و شكيب

ورد زبانم همه جا ذكرتست

گر چه شوم مورد طعن رقيب

منتظر اندر طلبت جان دهم

مي نبود از من حيران عجيب

***********************


 

مي آيي اما كي نمي دانم نگارا

 

مي آيي اما كي نمي دانم نگارا

جز شعر هجرانت نمي خوانم نگارا

گر آمدي ديدي كه جان دادم بدان كه

من كشته ي اندوه هجرانم نگارا

سرمايه اي گر چه ندارم قابل تو

از بهر ديدارت دهم جانم نگارا

من ميزبان طعنه ي بيگانگانم

با گوشه ي چشمي كن تو مهمانم نگارا

فصل خزان من بود دوري رويت

وصل تو باشد چون گلستانم نگارا

برگو كدامين كوچه باشد رهگذارت

برمقدم تو گل بيفشانم نگارا

در لحظه جان دادنم بالا سر من

مي آيي اما كي نمي دانم نگارا

***********************


 

از آن زمان كه دلم شد زتو جدا مهدي

 

از آن زمان كه دلم شد زتو جدا مهدي

به عمر خود ننمودم به جز خطا مهدي

از آن زمان كه زميخانه دور افتادم

نگشت قسمت من جام كربلا مهدي

از آن زمان كه زياران جدا شدم افسوس

به غير مرگ ندارم به لب دعا مهدي

چه سازم اي همه عشق و تمام احساسم

نمي رسد به تو گويا زمن صدا مهدي

گمان كه از نفس من ملول و غمگيني

زبسكه بوده غلام تو بي وفا مهدي

چه سازم اي شه رحمت مرا ببخشايي

پس از گذشت گناهم بخر مرا مهدي

از آن زمان كه رفيقي به جز تو بگزيدم

قدم دگر ننهادم سوي خدا مهدي

***********************


 

چه تلخ مي شود اين لحظه ها بدون شما

 

چه تلخ مي شود اين لحظه ها بدون شما

چه تلخ تر همه ي عمر ما بدون شما

منم غريبه وشب تيره و مسيرم سخت

كجا روم چه كنم بي شما بدون شما

كجاست خيمه سبزت كه راه گم كردم

مرا بخوان نروم هيچ جا بدون شما

تمام لطف نفسهاي ما حضور شماست

چگونه بال زنم تا خدا بدون شما

قسم به شال عزايي كه بسته اي به كمر

چه سرد مي شود اين روضه ها بدون شما

**********************


 

اين جا كسي براي تو جا وا نمي كند

 

اين جا كسي براي تو جا وا نمي كند

اين خاك ، احترام به دريا نمي كند

شهر پر از هوي  نفسم را گرفته است

اينجا كسي هواي مسيحا نمي كند

پاي تو كم كسي زخودش دست شسته است

اينجا كسي مسافرت از ما نمي كند

نامت براي رفع بلا روي طاقچه است

ورنه كسي نگاه به آقا نمي كند

از سير چشمهاي تو فيضي نمي برد

قومي كه ميل عالم بالا نمي كند

شب هاي عاشقان چقدر طول مي كشد

ما را جدا ز خود شب يلدا نمي كند

خون مي خوريم و شكر خداوند مي كنيم

با ما فراق بهتر از اين تا نمي كند

***********************


 

زمان زمان عجيبي است يار ما به كجاست

 

زمان زمان عجيبي است يار ما به كجاست

دهد گواه دل من امام ما تنها ست

زمان زمان نفاق و خيانت و پستي است

اگر چه وقت ظهور محبت مولاست

زهر زمان كه گذشته وظيفه مشكل تر

ولايت است غريب و غريبيش پيداست

دعا كنيد بيايد امام و صاحب ما

هر آنكه گشت غلامش هميشه پا برجاست

هر آنچه مي گذرد حفظ دين بخون دل است

شهادت است كه راه نجات ازاين غوغاست

بيا و باز كن اين در كه سخت محتاجيم

ببين هنوز دل ما شكسته ي زهراست

مرا بخر به غلامي كه بنده ات باشيم

غلامي تو نجات قيامت كبراست

***********************


 

گر چه پنهان ز نظر جلوه رخسار تو نيست

 

گر چه پنهان ز نظر جلوه رخسار تو نيست

چه كنم ديده ي من لايق ديدار تو نيست

اهل دل جمله خريدار تواند از دل وجان

دل ندارد به خدا هر كه خريدار تو نيست

يوسف از خاك اگر سر به در آرد گويد

هيچ بازار بدين گرمي بازار تو نيست

هر كه را مي نگرم گشته به دام تو اسير

كيست آن كس كه در اين دهر گرفتار تو نيست

مهدي فاطمه از پرده ي غيبت به در آي

كه مرا طاقت خنديدن اغيار تو نيست

آرزويي به دلم نيست به جز ديدن تو

اختياري به كف از دوري بسيار تو نيست

***********************


 

صداي آمدنت را به گوش ما برسان

 

صداي آمدنت را به گوش ما برسان

زمان غيبت خود را به انتها برسان

نگاه نافذ خود را براين گدا انداز

براي درد نهفته كمي دوا برسان

اگر چه بهر ظهورت نكرده ام كاري

بيا و بر لب ما فرصت دعا برسان

به صبح جمعه ي موعود زائرم فرما

به خاك بوسي روز فرج مرا برسان

براي روز ظهور تو كعبه پا برجاست

بيا سرور دوباره برآن بنا برسان

كنار تربت زهرا به وقت نافله ات

دعاي خويش به ياري اين گدا برسان

نوشته ام به وصيت اگر ميسر شد

بيا و مرده ي ما را به كربلا برسان

***********************


 

بي تو اي دوست چه گويم كه چه آمد به سرم

 

بي تو اي دوست چه گويم كه چه آمد به سرم

راه گم كرده و در كوچه ي دل در بدرم

شمع عمر من مهجور به سوسو افتاد

شب ظلماني ام و چشم به راه سحرم

تو ز اعمال من و حال دلم آگاهي

من نه تنها ز تو از خيمه ي تو بي خبرم

صالحان ، متقيان را تو امامي، پدري

من آلوده كه باشم كه بگويي پسرم

عاقبت فعل بد از چشم تو انداخت مرا

ديگر از اشك و ني ناله نباشد اثرم

گفته بودم چه كبوتر ، لب بامت باشم

پر پرواز ندارم كه برايت بپرم

رخصتي ده بفروشم قفس تنگم را

اذن ، تا سود كنم بلكه جنونت بخرم

***********************


 

ديشب كسي براي تو سجاده واكرد

 

ديشب كسي براي تو سجاده واكرد

بغضي ترك نديد و گلويي صدا نكرد

انگار ما بدون حضور تو راحتيم

وقتي كسي براي ظهورت دعا نكرد

ما را همين صدا نزدن بي خيال كرد

ما را همين دعا نشدن با خدا نكرد

وقتي كه دامن تو رها شد زدست ما

دست گناه دامن ما را رها نكرد

در روزگا رما تو بيابان نشين شدي

پس خاكمان به سر كه دل ما حيا نكرد

ديدند درد دين خدا را نداشتيم

ما را كسي براي شهادت جدا نكرد

توبه ، از اينكه اين دل بي بند و بار ما

جايي براي آمدن يار وانكرد

***********************


 

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي ؟

 

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي ؟

چرا بهانه نگيرم چرا نمي آيي؟

اگر حجاب ظهورت وجود تار من است

خدا كند كه بميرم چرا نمي آيي ؟

تو امر كن ، سر خود را به دست مي گيرم

ببين ز غير تو سيرم چرا نمي آيي؟

هواي ديدن سرداب غيبتت دارم

به اين رواق اسيرم چرا نمي آيي؟

***********************


 

خواهم كه شبي محرم اسرار تو باشم

 

خواهم كه شبي محرم اسرار تو باشم

در خانه دل راز نگه دار تو باشم

اي يوسف بازار ملاحت من مسكين

آن مايه ندارم كه خريدار تو باشم

گر خلوت وصل تو برازنده من نيست

بگذار كه در سايه ديوار تو باشم

***********************


 

وقتي كسي زهجر كسي پير مي شود

 

وقتي كسي زهجر كسي پير مي شود

حتي فضاي خانه نفس گير مي شود

عاشق كه روي يار نديده است ديده اي ؟

داني ز طعنه ي همه تحقير مي شود ؟

ما رشته عنان به در دوست برده ايم

بنشسته ايم تا كه چه تقدير مي شود

گويي ! علاج هجر به عجل وفاتي است

اينجا غلام توست كه تبخير مي شود

هر روز انتظار اذا الشمس كورت

اين آيه با فراق تو تفسير مي شود

وقتي نگاه لطف به عشاق مي كني

مژگان تو كمان دو صد تير مي شود

من را ببخش وصف جمال تو مي كنم

نوكر كنار صاحب خود شير مي شود

آن قلب خسته اي كه به دست تو دادمش

تا لحظه ي ظهور تو تعمير مي شود ؟

***********************


 

گويا زخاك پيش تو اي يار كمترم

 

گويا زخاك پيش تو اي يار كمترم

زيرا نصيبي از قدم تو نمي برم

دردم به روي درد نشان است گوييا

آگه نئي زآه دل زار و مضطرم

آنقدر در فراق رخت بي تفاوتم

ديگر به شوق وصل گريبان نمي درم

آنقدر من به كنج قفس خو گرفته ام

گر واكني در قفسم را نمي پرم

سنگ عطا مي شكند گر سر مرا

زيبا بود نشان عطاي تو بر سرم

راهم گرفته اي و دلم را ربوده اي

بي دل كجا روم كه زدي تير بر پرم

يك نيمه شب مرا زكرم ميهمان نما

فرصت بده كه روي تو را خوب بنگرم

***********************


 

مي و ميخانه را از ما گرفتند

 

مي و ميخانه را از ما گرفتند

ز كف پيمانه را از ما گرفتند

شديم عاقل كه دنيا دوست گشتيم

دل ديوانه را از ما گرفتند

چو ما را از شهادت دور كردند

كليد خانه را از ما گرفتند

دگر آرامشي در قلب ما نيست

كه زلف و شانه را از ما گرفتند

بپرسيد از شهيداني كه رفتند

چه شد ميخانه را از ما گرفتند

خدا داند كه ما دير آمديم و

گل ريحانه را از ما گرفتند

ز هجران نيستيم آزرده زيرا

غم جانانه را از ما گرفتند

***********************


 

رضاي يار را از دست داديم

 

رضاي يار را از دست داديم

غم دلدار را از دست داديم

پس اندازي به جز غفلت نداريم

حضور يار را از دست داديم

به يا مهدي اگر انسي نداريم

به لب اذكار را از دست داديم

به سر شوق شهادت نيست ديگر

چه شد ايثار را از دست داديم

چو سربند از سر خود باز كرديم

دل بيدار را از دست داديم

براي حاجت از زهرا گرفتن

دگر اصرار را از دست داديم

دگر اشك فراوان پاي درد

در و ديوار را از دست داديم

***********************


 

مجنون حريف غصه ليلا نمي شود

 

مجنون حريف غصه ليلا نمي شود

زخم فراق بي تو مداوا نمي شود

فالي زدم به حضرت حافظ جواب داد

بخت هميشه بسته ي ما وا نمي شود

آب از سرم گذشته در اين موج بي كسي

ساحل حريف طعنه ي دريا نمي شود

من آمدم به درد دلم چاره اي كني

حالا مگر به جان تو فردا نمي شود

قدري بيا و حال خراب مرا ببين

حالي بپرس ، كم زتو آقا نمي شود

دلخوش به هيئتم كه هميشه حضور تو

جز در هواي روضه ي سقا نمي شود

جان دو دست حضرت عباس ، جان مشك

آقا بيا كه بخت دلم پا نمي شود

آقا به جان پهلوي زهرا ظهور كن

درد مدينه بي تو مداوا نمي شود

آقا شنيده ام كه بهار ظهور تو

بي انتقام حضرت زهرا نمي شود

***********************


 

كيستم من سائلي در پاي ديوار شما

 

كيستم من سائلي در پاي ديوار شما

با همه فقر و تهيدستي خريدار شما

ديده ام را شسته ام يك عمر از خون جگر

در هواي لحظه اي از فيض ديدار شما

چون درخت خشك دارم برفلك دست نياز

بلكه يابم حاصلي از نخل پربار شما

سربرون آورده ام چون رشته از شمع خموش

تا مگر نوري نصيبم گردد از نارشما

پيشتر از آنكه بگذارند نامي روي من

بوده نامم با خط خوانا به طومار شما

پاي تا سردردم و باشد دوايم يك نگاه

اي شفاي عالمي در چشم بيمار شما

فخر بر بلبل فروشم ناز برگل آورم

گر چو خاري سر برون آرم زگلزار شما

كس مرا نشناخت خود خوب دانم كيستم

سائلي در مسلك تجار بازار شما

چون شود روزي از اين زنجير آزادم كنيد ؟

اي نجات خلق از روز ازل كار شما

دست ميثم را بگيريد از ره لطف و كرم

تا كه آرد سر به خاك پاي عمار شما

***********************


 

من و جدا شدن از كوي تو خدا نكند

 

من و جدا شدن از كوي تو خدا نكند

خدا هر آنچه كند از توام جدا نكند

صفاي دل توئي و دل زهر چه داشت صفا

صفا ندارد اگر باغمت صفا نكند

جواب ناله دلهاي خسته برلب تو است

كه را صدا كند آن كو تو را صدا نكند

هزار مرتبه حيف از نماز مرده براو

كه زنده ماند و جان در رهت فدا نكند

رضا مباد خدا از كسي كه در همه عمر

تو ار به قطره اشكي زخود رضا نكند

رهايي همه عالم بود به دست كسي

كه هرچه بر سرش آيد تو را رها نكند

كشيدم از دو جهان آستين كه دولت عشق

مرا به جز در اين آستان گدا نكند

كسي كه خاتم خود را دهد به دشمن خود

چگونه از كرم خود نگه به ما نكند

گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم

بميرم و نروم كربلا خدا نكند

تو درد داده اي و تو طبيب درد مني

به جز تو درد مرا هيچكس دوا نكند

هزار مرتبه ميثم اگر رود سردار

به جز علي و جز آل را ثنا نكند

***********************


 

دلم كاري به آب و گل ندارد

 

دلم كاري به آب و گل ندارد

تو را دارد دگر مشكل ندارد

به درياي غمت دل بستم از آن

كه اين درياي غم ساحل ندارد

وجودم بي تو باشد چون درختي

كه هيزم دارد و حاصل ندارد

قبول درگه خود كن كسي را

كه غير از اشك ناقابل ندارد

بدم اما گرفتار تو هستم

مگر هر كس كه بد شد دل ندارد

دلي دارم كه در اين هفت اقليم

به جز خاك درت منزل ندارد

برم حسرت به زخم آن شهيدي

كه جز تير غمت قاتل ندارد

به جز تو اي كرم بخش كريمان

كريمي اينهمه سائل ندارد

دل ميثم هماره محفل تواست

دو عالم اينچنين محفل ندارد

***********************


 

تا كسي را به سر كوي تو راهش ندهند

 

تا كسي را به سر كوي تو راهش ندهند

گريه و سوز دل و ناله و آهش ندهند

روشني نيست به چشم و دل بي چشم و دلي

از شب زلف تو تا روز سياهش ندهند

كوه طاعت اگر آرد به قيامت زاهد

بي تولاي تو حتي پركاهش ندهند

به غباري كه زكويت به رخم مانده قسم

هركه خاك تو نشد عزت و جاهش ندهند

ديده صد بار اگر كور شود بهتر آن

كه به ديدار تو يك فيض نگاهش ندهند

كافر و مومن موغير خودي و دشمن و دوست

هيچكس نيست كه در كوي تو راهش ندهند

تو نوازش كني آن را كه پناهش ندهند

تو دهي راه كسي را كه پناهش ندهند

تلخي عشق حلاوت ندهد ميثم را

تا كه سوز سحر و اشك پگاهش ندهند

***********************


 

خواهم كه به زير قدمت زار بميرم

 

خواهم كه به زير قدمت زار بميرم

هر چند كني زنده دگر بار بميرم

من طاقت ناديدن روي تو ندارم

مپسند كه در حسرت ديدار بميرم

خورشيد چنانم به لب بام رسيده است

كان به كه در آن سايه ديوار بميرم

گفتي كه ز كارت گله دارم گله بسيار

من نيز بر آنم كه از اين عار بميرم

دانم كه چرا خون مرا زود نريزي

خواهي كه به جان كندن بسيار بميرم

گفتي به تو گر بگذرم از شوق بميري

قربان سرت بگذر و بگذار بميرم

***********************


 

در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم

 

در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم

بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم

به وقت صبح قيامت چو سر زخاك برآرم

به گفتگوي تو خيزم به جستو جوي تو باشم

به مجمعي كه در آيند شاهان دو عالم

نظر به سوي تو دارم غلام روي تو باشم

حديث روضه نگويم گل بهشت نبويم

جمال حور نجويم دوان به سوي تو باشم

مي بهشت ننوشم ز دست ساقي رضوان

مرا به باده چه حاجت كه مست روي تو باشم

***********************


 

تا دلم در حرم قرب تو يابد راهي

 

تا دلم در حرم قرب تو يابد راهي

آتش زن به وجودم كه برآيد آهي

سفر از خويش نكردم كه رهم دور افتاد

ورنه تا كعبه وصل تو نباشد راهي

تو به يك كاه دو صد كوه گنه مي بخشي

من بيچاره چه سازم كه ندارم كاهي

گر شود عمر شبي با توام آنشب گذرد

صبح فرياد برآرم چه شب كوتاهي

پشت بشكسته و پا خسته و چشمم بسته

راه پر پيچ و خم و گام به گامم چاهي

دل هر جايي و آلوده و بيمار مرا

نيست جز خاك شهيدان تو درمانگاهي

به جز از تو كه كشي نازگنه كاران را

نشنيدم كه كشد ناز گدارا شاهي

***********************


 

بس از دوري و هجران رهي نشانم ده

 

بس از دوري و هجران رهي نشانم ده

صفاي باطن و بركت به ديدكانم ده

صفاي سينه عاشق ، مسافر زهرا

بيا رهايي از اين وادي خرابم ده

ميان مجلس روضه براي يك دفعه

نخي ز شال عزاي خود ارمغانم ده

براي درك حضورت الي الابد جانا

برات و اذن غلامي آستانم ده

براي جد غريبت كجا تو خيمه زدي

بيا و خيمه سبزت شبي نشانم ده

خوشا دلي كه محرم نشانه مي گيرد

كنار منزل ارباب خانه مي گيرد

***********************


 

برگرد تا ديگر سر و سامان بگيرم

يك توشه از ديدار تو جانان بگيرم

از پا فتادم بس كه دنبالت دويدم

دستي بكش بر سينه ام تا جان بگيرم

نامرد عشقم گر بجز دست كريمت

از غير تو يك لقمه حتي نان بگيرم

منا شدن اعجاز يك نيمه نگاهت

بنما نظر تا سيرت سلمان بگيرم

هر صبح جمعه بهر استقبالت ، آقا

بر روي دستم آينه ، قرآن بگيرم

خونم حلال تيغ ابروي هلالت

تو سر بزن ، پستم اگر تاوان بگيرم

اي كاش رويت را ببينم قبل از آنكه

در بين قبرم بوي الرحمان بگيرم

***********************


 

مجنون شدم كه راهي صحرا كني مرا

 

مجنون شدم كه راهي صحرا كني مرا

گاهي غبار جاده ي ليلا كني مرا

كوچك هميشه دور زلطف بزرگ نيست

قطره شدم كه راهي دريا كني مرا

پيش طبيب آمده ام ، درد مي كشم

شايد قرار نيست مداوا كني مرا

من آمدم كه اين گره ها وا شود همين

اصلا بنا نبود ز سر واكني مرا

حالا كه فكر آخرتم را نمي كنم

حق مي دهم كه بنده ي دنيا كني مرا

من سالهاست ميوه ي خوبي نداده ام

وقتش نيامده كه شكوفا كني مرا ؟!

آقا برا يتو نه براي خودم بد است

هر هفته در گناه تماشا كني مرا

من گم شدم ، تو آينه اي گم نمي شوي

وقتش شده بيايي و پيدا كني مرا

اين بار با نگاه كريمانه ات ببين

شايد غلام خانه ي زهرا كني مرا

***********************


 

اگر آه دل ما را اثري مي دادند

 

اگر آه دل ما را اثري مي دادند

فيض ديدار به وقت سحري مي دادند

كاش ما را به تمناي وصال دلبر

يك دل سوخته و چشم تري مي دادند

چاره ي عشق فقط سوختن و ساختن است

كاش در خرمن اين دل شرري مي دادند

كاش از راه ترحم به همه خواهش دل

به مجالش دگر اذن نظري مي دادند

اگر اين ديده به ديدار نباشد لايق

زان سفر كرده به ما يك خبري مي دادند

كاش از آب وضويش به تبرك سحري

نخل خشكيده ي دل را ثمري مي دادند

كاش در كوي شه ملك ولايت ما را

اذن عاشق شدن و در بدري مي دادند

چه شود بر سر راهش به بلا گرداني

فيض مستانه ي اهداي سري مي دادند

ما خرابات نشينان غم هجرانيم

تا بيايي ز سفر منتظرت مي مانيم

***********************


 

همچو باران به سر شيعه بلا مي‌بارد

 

همچو باران به سر شيعه بلا مي‌بارد

كاش مي‌آمدي و دفع بلا مي‌كردي

پرچم ظلم برافراشته شد در همه جا

كاش تو پرچمي از عدل بپا مي‌كردي

كاش يك روز رضايي ز وفا

مهدي  فاطمه از خود تو رضا مي كردي

كاش از لطف شبي ياد ز ما مي‌كردي

ياد از عاشق افتاده ز پا مي‌كردي

كاش بيمار فراقت كه ز پا افتاده

با نگاه ملكوتي، تو دوا مي‌كردي

كاش مي‌آمدي با يك نظر اي نخل اميد

گره از كار من زار، تو وا مي‌كردي

***********************


 

حق دوباره كرمي كرد كه بيدار شوم

 

تمام نامه عمرم سياه گرديده

با نگاه تو گل فاطمه هشيار شوم

از ازل گر دل من بر تو ارادت كرده

مادرت خواست كه من بر تو گرفتارشوم

همه ي ترس من از باقي عمرم اينست

باز در پيش نگاه تو گنهكار شوم

به خدا حاجتم از سفره ي زهرا اينست

دور از اهل سقيفه به علي يار شوم

حق آن چادر پر وصله وخاك آلوده

محرم اهل كسا با دل بيمارشوم

همچو مقداد هماهنگ شوم با رهبر

جان نثار تو چو ميثم به سر دار شوم

***********************


 

تمام نامه عمرم سياه گرديده

 

تمام نامه عمرم سياه گرديده

كه شغل روز وشب من گناه گرديده

براي اينكه بيايم به توبه اي سويت

دو چشم ناز و قشنگت به راه گرديده

امان زلحظه ي غفلت كه شاهدم هستي

دو چشم تو به گناهم گواه گرديده

هر آنچه خرج نمودي كه بنده ات گردم

زبي لياقتي من تباه گرديده

بيا مشكل من را تو با اجل حل كن

كه اين گداي حرم بي پناه گرديده

من از نگاه كبودي دلم پريشان است

عذاب من زشرار نگاه گرديده

بيا به پاي دل من بزن تو زنجيري

بگو كه دست مرا عاقبت تو مي گيري

***********************


 

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد

 

آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد

شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد

آقا بيا تا با ظهور چشمهايت

اين چشمهاي ما كمي تقوا بگيرد

آقا بيا تا كشتي بشكسته ي ما

آرام راه ساحل دريا بگيرد

آقابيا،تا كي دو چشم انتظارم

شبهاي جمعه تا سحر احيا بگيرد

پايين بيا ،خورشيد پشت ابر غيبت

تا قبل از آن كه كار ما بالا بگيرد

آقا خلاصه يك نفر بايد بيايد

تا انتقام دست زهرا را بگيرد

***********************


 

عيد است روز جمعه و ياران در انتظار

 

عيد است روز جمعه و ياران در انتظار

يا رب امام را به مصلي كن آشكار

شايد كه يك نماز كه با او ادا كنم

گرديم مستحق كه كني مغفرت نثار

خوش دولتي است خرم و خوش خسروكريم

يا رب زچشم زخم زمانش نگاه دار

زآنجا كه پرده پوشي عفو كريم تست

برقلب ما بپوش كه نقدي است كم عيار

جزنقد جان به دست ندارم امام كو ؟

كان نيز بر غبار ره او كنم نثار

اي آبروي دو زمان بي تو سوخت فيض

پا در ركاب آر كه از دست رفت كار

***********************


 

اي كاش ميشناختمت اي آشناي من

 

اي كاش ميشناختمت اي آشناي من

اي بهترين مشوق دين ودعاي من

با كمترين عمل به بزرگي بخواني ام

اي آشنا به نيت درد آشناي من

از نا سپاسي دل خود شرم مي كنم

اي واي من كه هست،دلت مبتلاي من

اي حاجت بزرگ دل پر توقعم

روزي روا شود به دعايت  دعاي من

آخر امام مفترض الطاعه ي مني

با من مگو كه دست ميابي به پاي من

وقتي كه از كنار فقيران گذر كني

با چشم خود بگو نظري بر گداي من

اين گرد قافله كه نشان از عبور توسيت

بر چهره حجتي است  از اين مدعاي من

اي ساربان به قافله  سالار ما بگو

جامانده يك مسافري از كربلاي من

دردي كه از محرمتان مانده بر دلم

گريد هوا و حال به حال و هواي من

باران گريه بند نمي آيد اي دريغ

تا خون رود زچشم تو اي مقتداي من

محمود ژوليده

***********************


 

از ازل حق به سرخوان تو مهمانم كرد

 

از ازل حق به سرخوان تو مهمانم كرد

كه چنين ياد توريشه به دل وجانم كرد

حسن تو بود كه مشتاق خدايم گرداند

گردش چشم تو اي دوست مسلمانم كرد

نه كه تو،نام تو از كار گره بگشايد

نام تو صاحب روزي فراوانم كرد

باورم  نيست كه از دست گدا خسته شوي

صبروحلم تو چنين عاشق وحيرانم كرد

سالهارفته وتو درد به سينه داري

درد پنهاني تو زار وپريشانم كرد

ناله هايت همه شب بوي مدينه دارد

اثر سوز دلت مضطر وگريانم كرد

زير اين پرچم يا فاطمه مأواي من است

ديدن روي تو در روضه تمناي من است

***********************


 

فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم

 

فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار

چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم

***********************


 

عمريست كه از حضور او جا مانديم

 

عمريست كه از حضور او جا مانديم

در غربت سرد خويش تنها مانديم

او منتظرست تا كه ما برگرديم

ماييم كه در غيبت كبري مانديم

***********************


 

چه مي شود كه شبي بشنوم صدايت را

 

چه مي شود كه شبي بشنوم صدايت را

به درد ، گريه كنم زخم روضه هايت را

بگو كجا زده اي خيمه در كدامين دشت

به اين دو چشم كه طي كرده رد پايت را

زمان بدون تو امشب چه سرد مي گذرد

بيا كه گرم كني مجلس عزايت را

جسارت است ولي مي شود همين شب سرد

كشي به روي سرم لحظه اي عبايت را

گمان كنم كه صدايت گرفته چون زينب

ميان بغض صدا مي زني خدايت را

حسن لطفي

***********************


 

امام منتظر مولاست مهدي

 

امام منتظر مولاست مهدي

به عالم حجت يكتاست مهدي

اگر چه روي ماهش پشت ابر است

زپشت ابر و مه پيداست مهدي

خوشا وقتي كه مولا را ببينند

همه گويند چه خوش سيماست مهدي

به وصفش بس كه اوست طاووس جنت

خداوندا چقدر زيباست مهدي

خدا داده به او ملك جهان را

جهان بخش و جهان آراست مهدي

به بود او ثبات كائنات است

ولي والي اعلاست مهدي

هر آن كس حب او در دل ندارد

زچشم اوست ناپيداست مهدي

**********************


 

هستي عالم همه از هست توست

 

هستي عالم همه از هست توست

خير دو عالم همه دردست توست

بود همه از تو و بود تو لطف

غيبتت از ما و وجود تو لطف

واسطه فيض خدايي تويي

دردو جهان علت غايي تويي

خلق خدا را به خدا رهبري

نور دل و ديده ي پيغمبري

سيدي و قافله سالار ما

دست خدايي و نگهدار ما

آيت كبراي خداي جهان

مهدي موعود امام زمان

پرده نشين و به همه ناظري

غايبي و در همه جا حاضري

*******************


 

سا عات عمر من همگي غرق غم گذشت

 

سا عات عمر من همگي غرق غم گذشت

دست مرا بگير كه آب از سرم گذشت

مانند مرده اي متحرك شدم ، بيا

بي تو تمام زندگي ام در عدم گذشت

مي خواستم كه وقف تو باشم تمام عمر

دنيا خلاف آنچه كه مي خواستم گذشت

بعد از تو هيچ رنگ تغزل نديده ام

از حير شهر گفتن ، حتي قلم گذشت

تا كي غروب جمعه ببينم كه مادرم

يك گوشه بغض كرده كه اين جمعه هم گذشت

مولا شما درد من به خدا بي نهايت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا براي لحظه اي آرام مي شوم

ساعات خوب زندگي ام در حرم گذشت

***********************


 

گر چه پنهان ز نظر جلوه رخسار تو نيست

 

گر چه پنهان ز نظر جلوه رخسار تو نيست

چه كنم ديده ي من لايق ديدار تو نيست

اهل دل جمله خريدار تواند از دل وجان

دل ندارد به خدا هر كه خريدار تو نيست

يوسف از خاك اگر سر به در آرد گويد

هيچ بازار بدين گرمي بازار تو نيست

هر كه را مي نگرم گشته به دام تو اسير

كيست آن كس كه در اين دهر گرفتار تو نيست

مهدي فاطمه از پرده ي غيبت به در آي

كه مرا طاقت خنديدن اغيار تو نيست

آرزويي به دلم نيست به جز ديدن تو

اختياري به كف از دوري بسيار تو نيست

***********************


 

مگير كمتر از آن زمن نگاهت را

 

مگير كمتر از آن زمن نگاهت را

مران زدر گهت اين عبد روسياهت را

اگر به راه عبور تو آشنا گردم

كشم به چشم رمد ديده ،خاك راهت را

تو در عوالم ايجاد سرگل خلقي

به كس نداد خداوند عز و جاهت را

پذيرم اين كه نمك خوار قدر نشناسم

ببخش بنده ي مسكين عذر خواهت را

ز شر حادثه ها تا ابد شود آزاد

اگر پناه دهي عبد بي پناهت را

*********************


 

نشد زيار سفر كرده ام مرا خبري

 

نشد زيار سفر كرده ام مرا خبري

نيامد از سر كويش نشاني و اثري

نسيم صبح ، به كويش اگر گذري كردي

بگو به دوست كه ما را زخاطرت نبري

به سرو ناز اگر قامتت كنم تشبيه

غلط بود كه تو از  سرو ناز ، نازتري

زهجر روي تو چون فاخته زنم كوكو

مرا كه بهر پريدن نمانده بال و پري

سحر به ياد تو از خواب ناز برخيزم

به اين اميد كه بينم جمال تو سحري

**********************


 

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي ؟

 

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي ؟

چرا بهانه نگيرم چرا نمي آيي؟

اگر حجاب ظهورت وجود تار من است

خدا كند كه بميرم چرا نمي آيي ؟

تو امر كن ، سر خود را به دست مي گيرم

ببين ز غير تو سيرم چرا نمي آيي؟

هواي ديدن سرداب غيبتت دارم

به اين رواق اسيرم چرا نمي آيي؟

*********************


 

من بار ندارم كه به دربار تو باشم

 

من بار ندارم كه به دربار تو باشم

بهتر كه گرفتار گرفتار تو باشم

خورشيد در اين ره بود از آبله پايان

من در چه شمارم كه طلب كار تو باشم

در دست مرا نيست به غير از كف افسوس

سرمايه ندارم كه خريدار تو باشم

معراج من اين بس كه چو خار سر ديوار

از دور تماشايي گلذار تو باشم

من كز رخ خورشيد به چشمم ندهم آب

قانع به نگاه در و ديوار تو باشم

**********************


 

خواهم كه شبي محرم اسرار تو باشم

 

خواهم كه شبي محرم اسرار تو باشم

در خانه دل راز نگه دار تو باشم

اي يوسف بازار ملاحت من مسكين

آن مايه ندارم كه خريدار تو باشم

گر خلوت وصل تو برازنده من نيست

بگذار كه در سايه ديوار تو باشم

**********************


 

با همه بار گناهم آقاجون دوستت دارم

 

با همه بار گناهم آقاجون دوستت دارم

با همين روي سياهم آقاجون دوستت دارم

ناله و آه دلم اگر چه بي اثر شده

با همين ناله و آهم آقاجون دوستت دارم

هر چه من فراري ام از سر راهت مي بينم

باز مي آيي سر راهم آقاجون دوستت دارم

پاي عشقت كه وسط مياد گناه يادم مي ره

گم ميشه بار گناهم آقاجون دوستت دارم

اگه تو جهنم هم برم بازهم داد مي زنم

با همون حال تباهم آقاجون دوستت دارم

تو اگه بخواي ميشه اين بده رو خوب بكني

من گداي يه نگاهم آقاجون دوستت دارم

دوست دارم نگاه كنم يه بار تو دنيا آقاجون

چي ميشه جمالت و كنم تماشا آقاجون

**********************


 

رضاي يار را از دست داديم

 

رضاي يار را از دست داديم

غم دلدار را از دست داديم

پس اندازي به جز غفلت نداريم

حضور يار را از دست داديم

به يا مهدي اگر انسي نداريم

به لب اذكار را از دست داديم

به سر شوق شهادت نيست ديگر

چه شد ايثار را از دست داديم

چو سربند از سر خود باز كرديم

دل بيدار را از دست داديم

براي حاجت از زهرا گرفتن

دگر اصرار را از دست داديم

دگر اشك فراوان پاي درد

در و ديوار را از دست داديم

*******************


 

ببين كه نامه سياهم بيا امام زمان

 

ببين كه نامه سياهم بيا امام زمان

اسير دست گناهم بيا امام زمان

بدون ذكر تو هيچم خرابه ي عدمم

تمام عمر تباهم بيا امام زمان

ز راه پاك شهيدان نرفته جا ماندم

غريب گم شده راهم بيا امام زمان

هنوز در ته قلبم اميد باقي هست

در انتظار نگاهم بيا امام زمان

خدا كند كه رساني به فاطميه دلم

دهي به روضه پناهم بيا امام زمان

اگر چه رو سيهم فاطميه اي هستم

بيا و باش گواهم بيا امام زمان

براي آنكه دوباره مريد تو گردم

مدد زفاطمه خواهم بيا امام زمان

**********************


 

من از ديار حبيبم غريب افتادم

 

من از ديار حبيبم غريب افتادم

بيا بيا گل نرگس برس به فريادم

در اين زمانه ي غربت تو تكيه گاه مني

زلطف و مرحمت خويش كن تو امدادم

تمام زندگي من تصدق سر توست

وجود خويش همه نذر نام تو دادم

هميشه گريه ام از دوري تو بوده و بس

ولي به ياد سحرگاه وصل دلشادم

خوشم اگر كه حقيرم حقير اربابم

اسير موي تو هستم ز غير آزادم

كمال عاشقي عارفانه حيراني است

بدين اصول قدم در ره تو بنهادم

********************


 

رها كنيد دگر صحبت مداوا را

 

من از ديار حبيبم غريب افتادم

فراق اگر نكشد وصل مي كشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره كردي و ما

نديده ايم هنوز آن جمال زيبا را

شراره هاي دلم اشك شد زديده چكيد

ببين چگونه به آتش كشيد دريا را

قسم به دوست كه يك موي يار را ندهم

اگر دهند به دستم تمام دنيا را

به شوق آن كه زكوي توام نشان آرد

به چشم خويش كشيدم غبار صحرا را

جنون كشانده به جائي مرا كه نشناسم

طريق كعبه و بتخانه و كليسا را

نسيم صبح زراهي كه آمدي برگرد

ببر سلام زمن آن عزيز زهرا را

تمام عمر به خورشيد و ماه ناز كنم

اگر به خانه تاريك من نهي پا را

به راه عشق سرودست و پا بده ميثم

ولي زدست مده دوستي مولا را

*********************


 

كي رفته اي ز دل كه تمنا كنم تو را

 

كي رفته اي ز دل كه تمنا كنم تو را

كي بوده اي نهفته كه پيدا كنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدي كه من

با صد هزار ديده تماشا كنم تو را

مستانه كاش در حرم و دير بگذري

تا قبله گاه مومن و ترسا كنم تو را

خواهم شبي نقاب ز رويت برافكنم

خورشيد كعبه و ماه كليسا كنم تو را

طوبي و سدره گر به قيامت به من دهند

يك جا فداي قامت رعنا كنم تو را

********************


 

خار توام اي گل ز چه رو خار بميرم

 

خار توام اي گل ز چه رو خار بميرم

بگذار كنار تو به گلزار بميرم

ديدار تو خوب است ولي خوب تر از آن

اين است كه در لحظه ديدار بميرم

چشمي بگشا تا كه به يك چشم گشودن

يكبار تو را بينم و صد بار بميرم

يك عمر نگه داشته ام جان به هوايت

يك لحظه نگاهم كن و بگذار بميرم

هر چند چو من عبد خطا كار نداري

مگذار كه چون عبد خطا كار بميرم

سرمايه عمرم همه اين است كه آخر

با دوستي حيدر كرار بميرم

در انتظار تو مي ميرم و در اين دم آخر

دلم خوشست كه ديدم به خواب گاه به گاهت

در انتظار تو چشمم سپيد گشت و غمي نيست

اگر قبول تو افتد فداي چشم سپيدم

اگر به باغ تو گل بر دميد و من به دل خاك

اجازتي كه سري بر كنم به جاي گياهت

***********************


 

چه به خونم بكشاني چه به خاكم بنشاني

 

چه به خونم بكشاني چه به خاكم بنشاني

نه من آنم كه برنجم نه تو آني كه براني

پيش از آني كه خدا خلق كند جان و تنم را

عهد بستي كه بيايي و دلم را بستاني

من كه از كوي تو بيرون نرود پاي خيالم

نكند فرق به حالم چه بخواني چه براني

هرگز آن قدر ندارم كه شوم خاك قدومت

مگرم خاك غلامان در خويش بخواني

چند در محفل عشقت ببرم رشك به مستان

شود آيا كه از اين باده مرا هم بچشاني

اي نسيم سحري جايگه يار كجاست

كه به آرامگه يار سلامم برساني

*********************


 

شب شب دلتنگي ماست خونه دل غرق عزاست

 

شب شب دلتنگي ماست خونه دل غرق عزاست

من يه سوال دارم فقط آقام كجاست آقام كجاست

ليله قدر من تويي آقا جونم آقا جونم

يه درد دل باهات دارم پشيمونم پشيمونم

اقا به عشقت اسيرم مي خوام كه حاجت بگيرم

امشب بايد امضا كني كه روي پاهات بميرم

اگر چه دلتنگ منم ز غصه ها دل غمينم

دلم ميگه كه عاقبت يه روز آقامو مي بينم

اگه يه روز ببينمت سر روي زانوت مي زارم

اگه زبونم وا بشه فقط مي گم دوست دارم

تو سوره عشق مني من آيه آيه توام

هر جاي عالم كه باشم به زير سايه توام

***********************


 

بس از دوري و هجران رهي نشانم ده

 

بس از دوري و هجران رهي نشانم ده

صفاي باطن و بركت به ديدكانم ده

صفاي سينه عاشق ، مسافر زهرا

بيا رهايي از اين وادي خرابم ده

ميان مجلس روضه براي يك دفعه

نخي ز شال عزاي خود ارمغانم ده

براي درك حضورت الي الابد جانا

برات و اذن غلامي آستانم ده

براي جد غريبت كجا تو خيمه زدي

بيا و خيمه سبزت شبي نشانم ده

خوشا دلي كه محرم نشانه مي گيرد

كنار منزل ارباب خانه مي گيرد

********************


 

صد جمعه ديده ايم و شما را نديده ايم

 

صد جمعه ديده ايم و شما را نديده ايم

از درد گفته ايم  دوا را نديده ايم

چشمان ما هر آنچه به جز يار ديده است

از بخت تيره وجه خدا را نديده ايم

چرخيده ايم دور سر خويش تا كنون

اما مسير پاي شما را نديده يم

خون دل است قسمت ما از فراق يار

از روزگار ما كه مدارا نديده ايم

هستيم اسير ظلمت محض و نخواستيم

تا حال اگر كه شمس هدي را نديده ايم

از ذكر مانده ايم چو تسبيح پاره شد

وقتي سحر نسيم دعا را نديده ايم

چندين محرم آمدو رفت و نيامدي

آقا بيا كه كرب و بلا را نديده ايم

********************


 

از روزها من جمعه ها را دوست دارم

 

از روزها من جمعه ها را دوست دارم

اين جمعه هاي آشنا را دوست دارم

هر صبح جمعه ندبه مي خوانم برايت

از كودكي ام اين دعا را دوست دارم

تاريخ روز رفتنت را ياد داري ؟

از وقت رفتن من شما را دوست دارم

امروز و فردا ميكنم شايد بيايي

اصلا همين ترديدها را دوست دارم

شبهاي جمعه تا سحرهايش كجايي ؟

كرب و بلايي ؟ كربلا را دوست دارم

بين دعاهايي كه مي خوانم برايت

آقا بيا آقا بيا را دوست دارم

*******************

برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :